السيد الطباطبائي

148

نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )

1 - علمى كه به دست مى آيد . 2 - راهى كه اين علم از آن راه به دست مى آيد . موضوع بحث مجلسى ( ره ) آن علم است كه به دست مى آيد . مى گويد علمى كه از راه توفيق و تقويت به دست مى آيد باز خارج از كتاب و سنّت نيست . زيرا همانطور كه ديديم امام ( ع ) در هر سه حديث فرمود : چيزى نيست كه در قرآن و سنّت نباشد . و موضوع سخن علامه طباطبائى ( ره ) راه رسيدن به آن علم است . مى گويد : امام ( ع ) به علم آن مسئله از راه توفيق و تقويت كه عبارت است از القاء به فهم و قذف در قلب ، كه غير از طريق عادى و معمولى است . و اگر بدين گونه معنى كنيم هيچ منافاتى با پيام حديث ها ندارد . بنده هر چه فكر كردم و به طور مكرّر هم متن حديث ها و هم كلام هر دو بزرگوار را بررسى كردم چيزى از فرمايش علامه طباطبائى دستگيرم نشد . زيرا : اولًا : مجلسى در موضوع اول بحث مىكند . ثانياً : مجلسى هرگز نگفته است كه « منافات » در موضوع دوم هست . او منافات را در موضوع اول مى بيند و هر كس نيز اين منافات را مشاهده مىكند . و روشن است كه راه حلّ آن نيز همان تفسير است كه مجلسى بيان كرده است . ثالثاً : با پذيرفتن فرمايش مرحوم طباطبائى ، باز منافات در موضوع اول ، سرجاى خود هست ، مى فرمايد : راه رسيدن به آن مسئله ، راه قذف و القاء به فهم ، است . نه راه عادى و معمولى . اين درست . اما پرسش اين است آن علمى كه از همين راه غير عادى به دست مى آيد ، آيا خارج از كتاب و سنّت است ؟ يا همين راه غير عادى نيز به چيزى مى رسد كه در قرآن و سنّت بوده